ميرزا حسن حسينى فسايى
982
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
مالك زمام مجد و كرم محمد نبى خان وزير « 1 » . اصلش از خاك پاك شيراز است ، خلف الصدق آقا كوچك تاجر شيرازى ، در بدايت جوانى به شغل تجارت كه ارثى او بود ، اشتغال داشت ، پس مسافرت به بصره و بغداد نموده ، در سلك اعاظم تجار منسلك گرديد و در سال 1215 كه حاجى خليل خان كراوغلى ملك التجار قزوينى ، شوهر خواهر جناب محمد نبى خان ، از جانب سنى - الجوانب امناى دولت عليه ايران ، مأمور به سفارت هندوستان گرديد و در سال 1218 به گلوله تفنگ سرباز هندوئى كشته گشت و جناب محمد نبى خان تاجر شيرازى برادرزن حاجى خليل خان كه مردى با مكنت و ثروت و صاحب كمال و معرفت بود ، به جاى او سفير كبير هندوستان گشته ، به مصاحبت باليوز بصره و صاحبمنصبان انگليس در آخر سال 1218 روانه بمباى گرديد و بعد از ورود در منزلى ملوكانه فرود آمده و حكمران بندر بمباى ، هر روزه بطرزى تازه عيشى مهنا براى او ، آماده مىداشت و مدت 5 ماه در بمباى به عشرت گذرانيد ، پس به ولايت بنگاله و شهر كلكته برفت و نزديك به سالى به عزت و عشرت كام دل را حاصل نموده ، عود نمود به بندر بمباى و مدتى به احترام تمام توقف داشت و در اواخر سال 1221 از هندوستان عود به شيراز كرده ، روانهء دار الخلافه طهران گرديد و در سال 23 [ 12 ] جناب نصر اللّه خان قراگوزلو را از وزارت فارس معزول فرموده به جاى او ، جناب محمد نبى خان سفير كبير را وزير نموده ، روانه شيرازش داشتند و در آخر سال 1224 از وزارت فارس معزول گرديد و جناب حاجى - محمد حسين خان صدر اعظم اصفهانى كه با محمد نبى خان كدورتى در ميان داشت از طهران به شيراز آمد و مبلغ 000 / 150 تومان از نقد و جنس و خانه و املاك ، از محمد نبى خان و برادر او محمد جعفر خان حكمران بندر بوشهر و دشتى و دشتستان بازيافت نمود و بعد از اداى اين وجه در آستانه مباركه امامزاده سيد مير محمد ( ع ) پناه برده ، وفات يافت و در آنجا مدفون گرديد و تمامى اين مراتب ، در گفتار اول اين فارسنامه ، در ضمن وقايع سالهاى گذشته ، مرقوم گرديد و نظر به فطرت اصلى ، اشعارى به رشته نظم درآورده و در مراتب حال « فطرت » تخلص مىنمود و بعد از سفارت به هندوستان « سفير » تخلص فرمود ! ! و اين شعر از آن جناب ثبت گرديد : شعر آنچنان بگو كه اگر خصم بشنود * خود را ز آفرين نتواند نگاه داشت و خلف الصدقش ، سلاله خوانين مكرم ، نتيجه وزير معظم : محمد باقر خان از شيراز به بندر بمباى رفته ، سالها توقف نمود و به احترامى تمام و ثروتى فراوان و معيشتى وسيع گذران نمود و در حدود سال 1289 در بمباى به رحمت ايزدى پيوست . و خلف الصدقش : عالىجاه ، فخر الاكفاء ، جامع مناقب ، حاوى مراتب ، نور حدقه نجابت و نور حديقه اصالت محمد نبى خان در بندر بمباى متولد گشته ، كسب كمالات لايقه را نموده ، در مرحلهء جود و سخا گوى سبقت از اقران خود ، ربوده ، به عزت و احترام در بمباى توقف دارد . و از اعيان اين محله است : جناب مستطاب ، خلاصه اولاد رسول ثقلين ( ص ) و نقاوه سادات خافقين ، حاوى كمالات بقراط و جالينوس ، مقوى ارواح و نفوس ، عالم لبيب ميرزا احمد -
--> ( 1 ) . محمد نبى خان سفير فوق العاده ايران در كلكته بود كه بنا به گزارش كميته محرمانه اداره امور سياسى حكومت بمبئى : با آنكه ( از طرف كمپانى هند شرقى يكهزار روپيه مقررى مىگرفته ، حق نعمت را نشناخته و نفوذ خود را به نفع فرانسويها در ايران به كار انداخته است ) ر ك : حقوق بگيران انگليس در ايران .